خدایا خسته ام
July 24, 2009
خدایااااا … خدایا خسته ام از این زندگی! خدایا چرا همه چی اینجوریه؟! چرا همه چی برخلاف اون چیزیه که من می خوام. چرا همه چی به صورت بدش باید اتفاق بیفته؟! هااااااا خدایا تو بگو! تو بگو چرا هرچی گره کور و هر چی چاله چوله اس باید جلو راه من باشه؟ خداااااا از کدوماش برات بگم که می گن تو خودت همه چی رو می بینی؟! یا هستی و دیگه نمی بینی یا سر خرتو کج کردی و از اون یکی کوچه رفتی یا شاید هم اصلن وجود نداری !!! اگه هستی خودتو نشون بده لامصب تا مطمئن شم می بینی و کر و کور نشدی تا مطمئن شم از بودن و نبودنت … خدایا اگه هستی بدون که دیگه ته کشیدم. می دونی ته کشیدن یعنی چی ها؟! می دونی وقتی یه نفر به یه جایی می رسه که همه چی براش معنی خودشو از دست می ده چه حالیه؟! می دونی یا نه؟ می دونی آدم وقتی به انتهای بی خودیِ نکبتی به اسم زندگی می سه دیگه هیچی براش مهم نیست، حتی تو … می دونی اینو یا نه؟ من الان ته کشیدم و عنقریب تو رو هم بذارمت همون کوچه ای که ظاهرن محل گذرته و خوب بلدی هر موقع که لازم شد از اون بری که امثال منو نبینی… که یه وقت نبینی هستند کسانی از بندگانت که اگه چشمشون بهت بیفته امکان داره از اون بالا بکشنت پایین و اساسی بشورنت تا بدونی بنده بودن یعنی چی، تا بدونی این مصلحتت به درد خودت می خوره و بس، که بدونی عدالتت به درد لای جرز هم نمی خوره تا برسه به درد این همه آدم.
8 Comments Add your own
Leave a Comment
Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed

1.
parinaz | November 10, 2009 at 12:31 pm
اگه دوست داشتی با کسی دردذ و دل کنی که شاید بتونه کمکت کنه بهم ایمیل بزن
irani_parinaz@yahoo.com
2.
صفوزا | November 10, 2009 at 12:28 pm
dooste azizam man dokhtarii hastam ke az bimari MS va kamkhoonii shadid ranj mibaram be tori ke kam kam ghovaye jesmii va roohiim roo b e tahlile vazyate malii khoobii ham nadaram valy omidam be khoda va omid be zendegii ro az dast nemidam mesle kooh moghavem bash
3.
اچ جون | October 26, 2009 at 12:02 pm
مردن راحته که اگه مشکل خود آدم باشه مهم نیست اگه ببینی عزیزترین کسات مشکل دارند و تو هیچ کاری نمیتونی بکنی وای از اون روز که صدای گریه ات چنان عرش الهی رو می لرزونه که فکر کنم تمام عرشیان به ولوله بیفتن و خدا رو شکر کنند که آدم آفریده نشدن .
4.
sahar | October 19, 2009 at 1:33 pm
حال شب های مرا همچو منی داند و بس
تو چه دانی که شب سوختگان چون گذرد.
به عنوان یه دوست کوچولو:به زودی خدا به حرفات جواب میده همیشه همینطوره،خیلی وقتا جوابش که از صدتا دلداری هم بهتره اونقدر زود و قشنگ پیدا میشن که اشک آدمو در میارن،حتما تا الان شما هم از این حس و حال داغون و بد در اومدین(امیدوارم)
5.
فاطمه | August 23, 2009 at 6:57 am
من میخوام خود کشی کنم شاید در ظاهر یک زندگی خوب راشته باشم اما خیلی خیلی تنهام
6.
Farbod | August 7, 2009 at 5:48 am
7.
دستها | July 27, 2009 at 2:41 pm
درد زیاده. مخصوصا تو این روزا. برای خیلیا حتی بیشتر از قبل. بدون ربط به این روزا. ولی شاعر یه چیزی میگه. وقتی درد میده دوا هم میده. کم کم میرسه. صبر کن
8.
فرزام | July 25, 2009 at 5:50 am
از انجایی که ما دیگر به این مکالمه یک طرفه بی جواب از اونور خط اعتقادی نداریم از “لیو” کردن هر گونه کامنتی در این پست خودداری می کنیم. ولی اگه تجربه منو می خوای فکر می کنم اگه این خط یه طرفه رو قطع کنی و باور کنی این واقعیت رو که اونور هیچکی نیست که جوابتو بده راحت تر با مشکلاتت روبرو می شی