Archive for July 1st, 2009
عصبانی ام
آقا! خانوم! دارم بالا می آرم. دارم بالا می آرم این زندگی سگی رو…. آااااای عصبانی ام. داد می زنم. فریاد می زنم. با لگد می زنم به در پارکینگ خونه و به جای انگشت، مشتم رو می کوبم رو زنگ.
آقا! خانوم! چرا می …ی به اعصاب من؟! چرا بدون ملاحظه طنزت گل می کنه و منو گل گلی می کنی؟ خوبه منم چشممو ببندم و چن تا …. بگیرم بهت؟ آاااای آدما بدم می یاد ازتون. ای زندگی دوست دارم عق ات کنم. ای خدا دیگه حوصله ات رو ندارم. ای پدرم که نیستی و ای مادرم دوستتون ندارم. …
3 comments July 1, 2009
